<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>توضیحاتی در مورد روستای نوایگان</title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/</link>
<description>شناخت روستای نوایگان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 07 Jul 2009 15:50:45 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>یا علی گفتیم و عشق آغاز شد</title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i18.tinypic.com/6cimq6r.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/rayanet/026.psd.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i18.tinypic.com/4z2hoqc.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 15:50:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علی ای همای رحمت  تو چه آيتی خدا را     </title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www2.irib.ir/occasions/ImamALi/IMAM-ALI.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;علی علیه السلام  و زیبائیها:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زیباترین ولادت:&lt;/B&gt; تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زیباترین نام: &lt;/B&gt;بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زیباترین معلم: &lt;/B&gt;علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زیباترین سخنان:&lt;/B&gt; به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تولد در خانه خدا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد.&lt;B&gt; و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند،&lt;B&gt; جهان، &quot;عدل&quot; را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نسب علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پدر علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «&lt;B&gt;تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.&lt;/B&gt;» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مادر علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي». &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;کنيه علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيه­هاي مختلفي داشت: از جمله: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ابو تراب&lt;/B&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «&lt;B&gt;يا ابوتراب&lt;/B&gt;» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. &lt;B&gt;ابوريحانتين:&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;القاب علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;مرتضي&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به &lt;B&gt;&lt;I&gt;اسدالله&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; (شيرخدا)، &lt;B&gt;&lt;I&gt;حيدر&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; (شير بيشه ايمان) و  &lt;B&gt;&lt;I&gt;کاشِفُ الکَرب&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; (برطرف کننده غم) اشاره کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نهج البلاغه علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ &quot;&lt;B&gt;نهج البلاغــه&lt;/B&gt;&quot; است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;&lt;B&gt;و &lt;/B&gt;&lt;B&gt;علي (ع) مي آيد ...&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که &lt;B&gt;امشب علي (ع) مي آيد&lt;/B&gt;!...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و &lt;B&gt;فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد&lt;/B&gt; که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;B&gt;معشوق خدا&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. &lt;B&gt;او علي است و خدايش اعلي&lt;/B&gt;. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;B&gt;طبيب دردمندان&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;B&gt;مردي از تبار نور&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. &lt;B&gt;مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد&lt;/B&gt; و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. &lt;B&gt;علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش&lt;/B&gt; بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 15:37:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علی ای همای رحمت  تو چه آيتی خدا را     </title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www2.irib.ir/occasions/ImamALi/IMAM-ALI.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;علی علیه السلام  و زیبائیها:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زیباترین ولادت:&lt;/B&gt; تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زیباترین نام: &lt;/B&gt;بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زیباترین معلم: &lt;/B&gt;علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زیباترین سخنان:&lt;/B&gt; به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تولد در خانه خدا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد.&lt;B&gt; و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند،&lt;B&gt; جهان، &quot;عدل&quot; را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نسب علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پدر علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «&lt;B&gt;تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.&lt;/B&gt;» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مادر علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي». &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;کنيه علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيه­هاي مختلفي داشت: از جمله: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ابو تراب&lt;/B&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «&lt;B&gt;يا ابوتراب&lt;/B&gt;» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. &lt;B&gt;ابوريحانتين:&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;القاب علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;مرتضي&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به &lt;B&gt;&lt;I&gt;اسدالله&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; (شيرخدا)، &lt;B&gt;&lt;I&gt;حيدر&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; (شير بيشه ايمان) و  &lt;B&gt;&lt;I&gt;کاشِفُ الکَرب&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; (برطرف کننده غم) اشاره کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نهج البلاغه علي (ع)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ &quot;&lt;B&gt;نهج البلاغــه&lt;/B&gt;&quot; است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;&lt;B&gt;و &lt;/B&gt;&lt;B&gt;علي (ع) مي آيد ...&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که &lt;B&gt;امشب علي (ع) مي آيد&lt;/B&gt;!...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و &lt;B&gt;فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد&lt;/B&gt; که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;B&gt;معشوق خدا&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. &lt;B&gt;او علي است و خدايش اعلي&lt;/B&gt;. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;B&gt;طبيب دردمندان&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;B&gt;مردي از تبار نور&lt;/B&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. &lt;B&gt;مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد&lt;/B&gt; و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. &lt;B&gt;علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش&lt;/B&gt; بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 15:31:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سالی که نکوست از بهارش پیداست</title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>با سلام خدمت هم محلیان عزیز امیدوارم که حالتان خوب باشد بله همانطور که از اول امسال دیدیم با بارانهای خوبی که در فروردین ماه اومد شادابی دیگه ایی به همه جا داد امیدواریم که تا آخر سال به همین گونه باشه و همچنین آمدن ریاست محترم جمهور به شهرمان و امیدواریم که به بهترین آرزوهایمان برسیم .انشا الله که روستای نوایگان هم به بهترین امکانات برسد .</description>
<pubDate>Thu, 30 Apr 2009 18:27:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سلام</title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>با سلام خدمت دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه راستی با این بارونها چکار میکنید امیدوارم که کمی شاداب شدهباشید باید منو ببخشید بخاطر این چند روزی که نبودم آخه خیلی مشغله کاریم زیاد شده بود .امیدوارم در روزهای آینده بتونم با مطالب عالی بهتون کمی حال بدم فعلا&quot; بای</description>
<pubDate>Thu, 16 Apr 2009 18:42:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پیشرفت شگرف در روستا</title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>به تازگی مطلع شدیم که در روستا برای منطقه مزرعه آب(مزروع) از روستا تا آنجا را برق کشی و همچنین جاده آن را هموار کردند. این میتواند نویدی برای پیشرفت هر چه بیشتر روستا باشد .البته باید گفت که جاده این راه چونکه نمیشد از توی ده رد شود از سمت برکه شهرآبی آنرا به سمت منطقه رد کردند.چونکه اگر در روستا رد میشد باید تعداد زیادی از خانه های اهالی محل را از بین میبردند. بخاطر همین بود که راه را از آن طرف انتخاب کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;بله آینده ای درخشان را برای نوایگان آرزومندیم البته با همکاری اهالی محل...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://mahraam.files.wordpress.com/2007/05/jaade-s.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Feb 2009 18:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راه اندازی پست بانک در روستا بزودی زود</title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>به تازگی با خبر شدیم که در نوایگان قرار است که پست بانک راه اندازی شود . که باعث خرسندی همه ما میتواند باشد.چونکه با این فناوری هم محلییها میتوانند از امکانات زیادی بهره مند شوند . یکی از بهترین امکانات این فناوری گرفتن سهام عدالت بطور مستقیم از طریق پست بانک است.یعنی ما میتونیم بدون اینکه به داراب مراجعت کنیم برای این کار از پست بانک سود سام عدالت خود را دریافت کنیم به امید دیدار مجدد.خدانگهدار</description>
<pubDate>Thu, 05 Feb 2009 19:39:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولد امام محمد باقر (ع) بر شما تبریک عرض میکنم</title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>با سلام خدمت شما دوستان عزیز این روز فرخنده را پیشا پیش به شما تبریک عرض میکنم &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 433px; HEIGHT: 292px&quot; height=566 alt=&quot;یا امام محمد باقر(ع)&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamBagher/Veladat/84/wallpaper_800in600.jpg&quot; width=765 align=baseline border=10&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Jan 2009 18:30:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یا حسین</title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>&lt;EM&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام خدمت تمام همشهری های عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این روزها حال هوای حسینی بد جوری کوچه و بازا رو پر کرده هر جا میری سر و صدای حسینیه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بطوری که حتی دیشب حتی زیر بارون هئیت ها  اومده بودن و زنجیر میزدند حتی تو شاهچراغ بدجوری مردم شور گرفته بودد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(آخه من شیراز زندگی میکنم) بله من میدونم الان نوایگان هم مثل شیراز عزاداری امام حسین(ع) پر شورو پر پر بار برگزار میشود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=273 alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://salambarkhorshid.persiangig.ir/monasebat/moharram01.jpg&quot; width=431 align=baseline vspace=3 border=0&gt;                       &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Jan 2009 16:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستاني شنيدني از شيخ بهلول</title>
<link>http://navaygan.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>شيخ بهلول مي‌فرمودند: زماني در مشهد به منزل يكي از آشنايان كه سيّد بود، رفتيم. اتفاقاً هوا باراني بود و خانم خانه هم زايمان كرده بود و چند تا بچه آورده بود و شوهرش هم در منزل نبود. متوجه شدم كه حالش مساعد نيست. به او گفتم: شما بخوابيد من از بچه‌ها نگهداري مي‌كنم و او هم خوابيد.&lt;BR&gt;نصف شب ديدم، بچه‌ها خيلي گريه مي‌كنند، فهميدم كه خودشان را كثيف كرده‌اند. داخل حياط آمدم كه كهنه بياورم و آنها را پاك كنم و قُنداق نمايم؛ اما متأسفانه باران آمده بود و تمام آنها خيس شده بود. به داخل برگشتم و عباي خود را چهار تكّه كرده و به وسيله آن بچه‌ها را تميز كردم و قنداق نمودم. اذان صبح كه به طرف حرم حضرت رضا عليه السلام حركت كردم، در بين راه، چند سگ به من حمله كردند؛ مشغول دفع سگ‌ها بودم كه سيّدي آمد و سگ‌ها را رد كرد و به من گفت: «كسي كه تا صبح از بچه‌هاي ما مراقبت كرده، ما قادر نيستيم چهار تا سگ را از او دفع كنيم؟» بعد هم غيب شد.&lt;BR&gt;آية الله سيبويه در مورد شيخ بهلول مي‌فرمودند: بزرگ فاضل ما، عالم با عمل و عارف سالك كامل، حافظ قرآن و ستاره درخشان و رسيده به درجه سير و سلوك و عرفان در اوج وصول، نور ديده ارباب معرفت و عقول، آقاي حاج شيخ محمدتقي بهلول&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 31 Dec 2008 19:51:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=navaygan&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>navaygan</dc:creator>
<guid>http://navaygan.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
