|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 19:21 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
علی علیه السلام و زیبائیها: زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست. زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست. زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود. زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.
تولد در خانه خدا مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند. او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا... فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد. چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است. فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد. نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...
نسب علي (ع) نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد. پدر علي (ع) يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت. مادر علي (ع) مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي». کنيه علي (ع) در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيههاي مختلفي داشت: از جمله: ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است. القاب علي (ع) در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله: يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان. مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد. نهج البلاغه علي (ع) یکی از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.
و علي (ع) مي آيد ... ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!... و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد. معشوق خدا آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست. طبيب دردمندان ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند. مردي از تبار نور مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 19:8 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
علی علیه السلام و زیبائیها: زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست. زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست. زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود. زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.
تولد در خانه خدا مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند. او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا... فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد. چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است. فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد. نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...
نسب علي (ع) نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد. پدر علي (ع) يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت. مادر علي (ع) مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي». کنيه علي (ع) در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيههاي مختلفي داشت: از جمله: ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است. القاب علي (ع) در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله: يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان. مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد. نهج البلاغه علي (ع) یکی از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.
و علي (ع) مي آيد ... ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!... و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد. معشوق خدا آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست. طبيب دردمندان ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند. مردي از تبار نور مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 19:2 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام خدمت هم محلیان عزیز امیدوارم که حالتان خوب باشد بله همانطور که از اول امسال دیدیم با بارانهای خوبی که در فروردین ماه اومد شادابی دیگه ایی به همه جا داد امیدواریم که تا آخر سال به همین گونه باشه و همچنین آمدن ریاست محترم جمهور به شهرمان و امیدواریم که به بهترین آرزوهایمان برسیم .انشا الله که روستای نوایگان هم به بهترین امکانات برسد . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 21:58 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام خدمت دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه راستی با این بارونها چکار میکنید امیدوارم که کمی شاداب شدهباشید باید منو ببخشید بخاطر این چند روزی که نبودم آخه خیلی مشغله کاریم زیاد شده بود .امیدوارم در روزهای آینده بتونم با مطالب عالی بهتون کمی حال بدم فعلا" بای |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 22:12 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
به تازگی مطلع شدیم که در روستا برای منطقه مزرعه آب(مزروع) از روستا تا آنجا را برق کشی و همچنین جاده آن را هموار کردند. این میتواند نویدی برای پیشرفت هر چه بیشتر روستا باشد .البته باید گفت که جاده این راه چونکه نمیشد از توی ده رد شود از سمت برکه شهرآبی آنرا به سمت منطقه رد کردند.چونکه اگر در روستا رد میشد باید تعداد زیادی از خانه های اهالی محل را از بین میبردند. بخاطر همین بود که راه را از آن طرف انتخاب کردند.
بله آینده ای درخشان را برای نوایگان آرزومندیم البته با همکاری اهالی محل...
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 21:58 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
به تازگی با خبر شدیم که در نوایگان قرار است که پست بانک راه اندازی شود . که باعث خرسندی همه ما میتواند باشد.چونکه با این فناوری هم محلییها میتوانند از امکانات زیادی بهره مند شوند . یکی از بهترین امکانات این فناوری گرفتن سهام عدالت بطور مستقیم از طریق پست بانک است.یعنی ما میتونیم بدون اینکه به داراب مراجعت کنیم برای این کار از پست بانک سود سام عدالت خود را دریافت کنیم به امید دیدار مجدد.خدانگهدار |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 23:9 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام خدمت شما دوستان عزیز این روز فرخنده را پیشا پیش به شما تبریک عرض میکنم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 22:0 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام خدمت تمام همشهری های عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه این روزها حال هوای حسینی بد جوری کوچه و بازا رو پر کرده هر جا میری سر و صدای حسینیه بطوری که حتی دیشب حتی زیر بارون هئیت ها اومده بودن و زنجیر میزدند حتی تو شاهچراغ بدجوری مردم شور گرفته بودد (آخه من شیراز زندگی میکنم) بله من میدونم الان نوایگان هم مثل شیراز عزاداری امام حسین(ع) پر شورو پر پر بار برگزار میشود.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 20:30 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
شيخ بهلول ميفرمودند: زماني در مشهد به منزل يكي از آشنايان كه سيّد بود، رفتيم. اتفاقاً هوا باراني بود و خانم خانه هم زايمان كرده بود و چند تا بچه آورده بود و شوهرش هم در منزل نبود. متوجه شدم كه حالش مساعد نيست. به او گفتم: شما بخوابيد من از بچهها نگهداري ميكنم و او هم خوابيد. نصف شب ديدم، بچهها خيلي گريه ميكنند، فهميدم كه خودشان را كثيف كردهاند. داخل حياط آمدم كه كهنه بياورم و آنها را پاك كنم و قُنداق نمايم؛ اما متأسفانه باران آمده بود و تمام آنها خيس شده بود. به داخل برگشتم و عباي خود را چهار تكّه كرده و به وسيله آن بچهها را تميز كردم و قنداق نمودم. اذان صبح كه به طرف حرم حضرت رضا عليه السلام حركت كردم، در بين راه، چند سگ به من حمله كردند؛ مشغول دفع سگها بودم كه سيّدي آمد و سگها را رد كرد و به من گفت: «كسي كه تا صبح از بچههاي ما مراقبت كرده، ما قادر نيستيم چهار تا سگ را از او دفع كنيم؟» بعد هم غيب شد. آية الله سيبويه در مورد شيخ بهلول ميفرمودند: بزرگ فاضل ما، عالم با عمل و عارف سالك كامل، حافظ قرآن و ستاره درخشان و رسيده به درجه سير و سلوك و عرفان در اوج وصول، نور ديده ارباب معرفت و عقول، آقاي حاج شيخ محمدتقي بهلول |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 23:22 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
2- خوب است كه مقدارى از لذايذ زندگى كه از خوردن و نوشيدن و حتى خوابيدن و گفتن به دست ميآيد را ترك نماييد و مانند كسى باشيد كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است. 3- خوب است كه روز تاسوعا و عاشورا، ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهيد. 4- مستحب است كه در دهه اول محرم، هر روز، امام حسين (ع) را با زيارت عاشورا زيارت كنيد. 5- سزاوار است كه اگر ميتوانيد مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نيتى خالص بر پا و اگر نمىتوانيد در مساجد يا منازل دوستانتان، به برپايى اين مراسم كمك كنيد. 6- شايسته است هر روز مقدارى از زمان خود را در مكانهاى عمومى به عزادارى بپردازيد. 7- مستحب است در پايان روز عاشورا، زيارت تسليت را بخوانيد. 8- يكى از اعمال مهم دهه اول، دعاى اول ماه است براى اينكه اول اين ماه، اول سال قمري بوده و از طرف ديگر، دعاهاى قبل از وقت نيز تاثير خاصى در برآورده شدن حاجات و رسيدن به امور مهم دارد. اين دعا تاثير زيادى در سلامتى و دورى از آفات دينى و دنيايى آن سال و بهبودى حال و به دست آوردن نيكيها دارد. 9- مستحب است كه روز سوم را روزه بگيريد. در روايت آمده است: حضرت يوسف(ع) در اين روز از چاه خارج شد و اگر كسى اين روز را روزه بگيرد، خداوند مشكل او را برطرف نموده و سختيها را بر او آسان ميكند. 10- از كارهايى مثل سرمه كشيدن و غير آن، پرهيز شود.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 23:13 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
با نزدیک شدن به تاسوعا و عاشورا روستا هوای دیگری گرفته هر جا میری مداحی یا لباس مشکی یا عزاداری برای امام حسین(ع) و همه مشکی پوش شدند امیدوارم که در واقعیت هم همینطور باشه نه برای ریا.یا علی
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 22:31 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
روستای نوایگان همانطور که در قسمتهای مختلف این وبلاگ نوشتم یکی از روستاهای گردشگری فارس شناخته شده است و از جاذبه های تاریخی و طبیعی بسیار قشنگی برخورد دار است . لذا در اطراف این دهکده زیبایی های چشمه و قناتهایی هم وجود دارد که از لطافت و قشنگی خاص خودش برخورد دار است که ما فهرست وار هر هفته درباره یکی از این مناطق گزارشی تهیه کرده و در اختیار شما طبیعت دوستان قرار خواهم داد.
در اطراف نوایگان مکانهایی وجود دارد به عبارت : میک ) میکان( مزرعه اب جایورد حشمت اب بادام اب انار اب گردو حال به گزارشی درباره میک (میکان ) می پردازیم منطقه میک در ۴ کیلومتری روستای نوایگان قرار دارد که تا فاصله ۲ کیلومتری ان با موتور سیکلت می توان رفت ولی ادامه راه را باید به خود زحمت داد و پیاده رفت ولی ارزش پیاده رفتن هم دارد . میک یکی از مناطق بسیار قدیمی که به پیش از اسلام بر میخورد از جاذبه های طبیعی و تاریخی و از اب بسیار گوارایی برخوردار است که در سالیان دور افراد مهم ان منطقه برای چای و اب شرب از اب این منطقه استفاده میکرده اند . این منطقه با در ختان گردو
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 11:52 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام خدمت دوستان همان طور که میدانید ماه پر فیض محرم نزدیکه امیدوارم بتونید بهترین استفاده رو ببرید . همان طور که میدانید در نوایگان هم عزاداری محرم برگزار میشود و از شور و حال خوبی برخوردار است
. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 11:27 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام امشب همان طور که میدانید شب یلداست یعنی بلندترین شب سال امیدوارم همه دور هم
خوش بگذرونن ما که امشب جاتون خالی کلی با بچه ها حال کردیم مثل سالهای قبل همگی خوش باشین. راستی قرار یک وبلاگ جدید بزنم امیدوارم به اون نیز همینطور سر بزنید و نظر بدهید با تشکر از نظرات شما خداحافظ. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 22:34 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
با اینکه تلاش میشود تا در این روستا پیشرفتهای زیادی صورت گیرد اما هنوز نواقصی دارد. مهمترین نقص این روستا برقرار نبودن ارتباط تلفن همراه است. که یکی از بزرگترین معضلات روستاست. البته اگر خود مردم تلاش و کوشش کنند مطمعنا" مسئولین توجه خواهند کرد. امیدوارم مسئولین روستا اععم از شورای ده و .... نسبت به این قضیه توجه بیشتری کنند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 23:42 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
با عرض پوزش از اینکه مدتی نبودم بخاط این بود که من در خدمت سربازی به سر میبردم اما حالا تموم کردم و دوباره در خدمتتون هستم ان شا الله بتونم با مطالب جدید کمی هم نظر شما را جلب کنم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 23:34 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
به تازگی مطلع شدیم جاده نوایگان در دست تعمیر است و قرار است که کمی بزرگتر بشه بخاطر دید بد جاده است و این میتواند یک کار بسیار مثبت برای روستا باشد.چون جاده قبلی روستا خیلی بد بود و بسیار تصادف در بر داشت اما امیدواریم که با این کار بهبود یابد.
در ضمن یک آهنگ با حال هم براتون دارم به نام گلی از خواننده جدیدی بنام سعید شایسته |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت 19:49 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از ویژگیهای روستا داشتن صندوق قرض الحسنه است که برای
روستاییان محترم بسیار مفید است و مسئولیت آن به عهده آقای رسولی یکی از دوستان محترم ماست و میتوان گفت با این کارش مشکلات زیادی را از دوش جوانان روستا برداشته است و شنیدیم که همین روزها محل خود را از محله بالا به محله میان انتقال داده است . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 11:18 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از درآمدهای مردم روستا از راه زمینهایشان است مخصوصا" انجیر و گل محمدی یکی از محصولات که گل محمدی باشد همین روزها برداشت میشود که منبع درآمد خوبی برای مردم روستا است . منبع اصلی این گل خوش بو در کوههایی است که آنها را با نام میان کوه(میون کوه) صدا میزنند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 15:47 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
تازگی مطلع شدیم که در روستای نوایگان با تلاش شورا و جوانان روستا باشگاه بیلیاردی تاسیس شده است و این باعث خرسندی ماست.همان طور که میدانید ورزش بیلیارد یکی از ورزشهای جوان پسند است و از طرفداران خواص خود بهره مند است .اگه درباره ی بیلیارد توضیح خواستی تو نظرات بذار تا برات توضیح بدم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 9:40 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از مکانهای تفریحی در روستای نوایگان مکانی است به نام بهروییه این جای تفریحی حدودا" ۴۰ کیلومتر ازخود روستا فاصله دارد.و از محصولات این قسمت میتوان انجیر و بادام و انگور آن را نام برد یکی از منبع اصلی درامد مردم روستا همین منطقه است.در قدیم راه این منطقه به روستا بسیار مشکل بود و به سختی میتوانستند تردد کنند اما با کمک مردم و مسئولین توانستند راه این منطقه ارزشمند را مرمت و باز سازی کنند.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 14:11 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
این روستا از لحاظ قدمت به حدود 1400 سال پیش یعنی دوران پیامبراسلام(ص)میرسد.درآن دوران چون هنوز روستا دیندار نبود همه آنها(که البته تعداد آنها کم بوده)گبر بودند(یعنی بی دین)ولی با گذشت روزگار کم کم دین که به کشور ایران آمد در این روستا مردم زرتشتی بودند. در آن زمانه چونکه وسیله ایی برای رفتن به شهر نبودمردم مجبور بودند با الاغ و قاطر به شهر روند تا اگر پشمی چیزی داشتند بفروشند و به جای آن اجناسی که لازم داشتند مثل چای و برنج را تهیه کنند البته آنها اجناس دیگری چون ماست و دوغ و . . . را میفروختند. پس از گذشت چندین سال حدود 100 سال پیش که روستا به صورت رعیتی بود تعدادی از شیرمردان این روستا از قبیل آقا شیخ زکریا و یارانش برای اینکه ظلم را از این روستا برانند به مقابله با آنها ایستادند.و پس از جنگ و کشتار بسیار بلاخره توانستند آنها را از روستا برانند.یکی از نکات مهم این روستا این است که تا حالا هنوز غریبه ایی از قبیل مهاجران افغانی را در این روستا راه ندادند. این روستا دارای شرکت آبخیزداری و شرکت تعاونی و همچنین به تازگی آسفالت نیز شده است همچنین دارای امتیاز آب و برق و تلفن نیز است.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 13:12 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||
|
|
|
|
|
مردم این روستا بسیار مردم متدین و خونگرمی هستند.
بطوری که حدود ۹۰٪مردم این روستا عبادت خالصانه ایی دارند. وجوانان این روستا بسیار خونگرم و با خدایی دارند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 8:33 توسط ابراهیم یوسفی
|
|
||